سلام خوفین؟^.^
می دونم کلی دلتون برام تنگ شده بود روتون نمی شد بگین
:دی
حتمن می پرسین تابحال کدوم #^%$&$ بودی چرا آپدیت نکردی!!!
در جواب عرض می کنم که جای بدی نبودم..حسه آپلود نبود خوب
این مدتم وبسایتمو تموم کردم، دوتا کار سه بعدی جدید شروع کردم که به قول مامانم شروعش با می ئه تموم شدنش با خدا
!
این خواهرمون رو هم داریم می فرستیم قاطی ئه جماعته مرغان ها، کلی شادی از خودمان در کردیم به طور کلی
.
این داماده گرامی که هنوز هیچی نشده مارو شوت کرد از اذعانه بقیه بیرون هم آدمه خوبیه.یه سه سالی هستش میشناسمش و خوب باسه ئه همین تا حدی خیالم راحته
اما نکته ی بد ئه این قضیه اینجاست که دیگه کسی می رو هبیج هم حساب نمی کنه
!
بر فرض میگم بریم مسافرت آقا می دلم پوسید.میگن نههههههه نمیشه خواستگارا دارن میان این هفته.العان سه هفته ست هر هفته میان
.یه دفعه مامانش و خاله اش میان، یه دفعه داماد و مامانه داماد و عروسه خانواده میان، دفعه ی سوم هم داماد و مامانه داماد و بابای داماد و داداشه بزرگه داماد اومدن.ازین طرف هم خاله ام و دایی ام بودن..ولی خوب خواهر هاین خوشحاله، می هم ایندفعه میذارم باشه عب نداره، اینهمه به می توجه کردن سه هفته بی محلی به کسی تاحالا اونو نکشته
:دی
بعلاوه که خواهر جان هم که یکدفعه به عمرش بیشتر عروس نمیشه که
:دی
اون روز گفتم سانی با لباس سفید میری با لباس سفید هم از خونه ات میای بیرون گفته باشم
..پس فردا نبینم هلک و هلک دسته بچه هات!! رو هم گرفتی و چمدون به دست و آبه مماخ آویزون بیای بگی مهرم طلاق جونم چلاق
.ازین حرفها نداریم..
باسه ئه همین قرارشد باسه ئه خواهر جان یه مانتو ئه سفید همراه با شلوار و شاله سپید بگیریم که هر موقع خواست قهر کنه اونها رو بپوشه از خونه بیاد بیرون، که قولش به می رو هم نشکسته باشه
^_________^
این از مهم ترین خبر مربوطه بود.باسه ئه خواهرم دعا کنین خوشبخت بشه
^.^
به مناسبت ایام مبارک عید قربان یه چیزی بگم فک هاتون بره زیره انگشته پاتون!
یکی از دوستان برای عید قربان زنگ زده بودن به یکی ازین تبلیغایی که توی روزنامه می نبیسن گوسپند زنده با قصاب
!!!
حتمن همه تون توی تبلیغاته روزنامه ها دیدین..تا اینجاش مشکلی نیست.خلاصه زنگ می زنن یک عدد گوسپند بگیرن...وقتی طرف میاد میبینن ای بابا توی ماشینش گوسپند نداره دوتا خانوم فقط نشستن عقب
!!!! میگه آقا گوسپنده ما چیشد میگه انتخاب کن
!
دیگه خودتون بخونین تا ته ئه این حدیثه اجمل را!!!
خلاصه اینکه اگر گوسپن خواستین خودتون برین بگیرین و زنگ نزنین براتون بیارن.چون گویا خیلی از تبلیغاته این روزنامه ها قضیه اش اینه...از ما گفتن پس فردا بجای گوسپند براتون دوتا گاب!
آوردن نگین مگفتم!!!!!!
اون روز هم با مامان داشتیم راه می رفتیم، دوتا دخترا که بهشون نمی خورد بیشتر از 15 سال داشته باشن داتشتن جلوی ما قدم می زدن، یکیشون گفت تو چقدر گرفتی؟
می ناخوداگاه گوشام تیز شد!! خلاصه اینکه از بینه تمام حرفهاشون فهمیدم که شغل شریفی دارن! دختر 15 ساله!!! دختری که باید بره درس و مدرسه اش رو نگرانش باشه نگرانه پولی بود که روزه قبل گرفته بود!!! می واقعن جا داره به تک تک عزیزان تبریک بگم برای اینهمه مبارزه با فحشا
...
عوض اینکه به دختری که موهاش کمی از زیر روسری بیرونه و خودش هم حواسش نیست، مثل دور از جون اسپ با آدم برخورد می کنن! دیگه فکر کردن جدی جدی با چوب و چماق قراره ما رو بفرستن بهشت!!! بابا گفتن امر به معروف
!! اما آخه نفهم!!! بی شعور!!! اونطور به آدم گیر میدی که دو قوم بره اون ور تر از لجش روسری اش رو می کشه عقب تر
!!! یا فقط کردی با همون دو کلام حرفه زننده ای که به طرف می زنی متحول میشه و یهو هاله ی نورانی روی سرش نازل میشه
؟؟؟؟
توی پارک ملت چند روز پیشا رفته بودیم با مامان همینطوری راه بریم.هوا هم سرد و می داشتم کی به مامان غر می زدم که مامان جان اینجا هم جائه می رو آوردی برای پیاده روی؟؟خلاصه که یک قسمت درست کردن اونجا، مختص بانوان!!! داشته باشین!!!مختص بانوانه ینی آقاها حق ندارن بیان
.که اونجا خانوما راکت میارن بدمینتون بازی می کنن و امثالهم...می اونجا داشتم بدمینتون بازی می کردم و خلاصه حواسم به همه جا بود الا به روسریم.فکر هم نمی کردم مهم باشه توی بخش بانوان
!!!
یهو یه خانومه اومد که فقط یک عدد چشمش دیده میشد و تازه عینک هم زده بود و خلاصه به طور کلی رفته بود توی چادر مسافرتی زندگی می کرد
!!! انقدر پوشیده بود از چشم نامحرمان! یهو با یه لحنه خیلی بد برداشت بهم گفت هوی خانوم
!!!! رومو برگردوندم گفتم خدایا این کدوم بی شعوری ئه داره اینطوری دوستشو صدا می زنه
.دیدم داره به من نگاه می کنه و اخمهاشم توی هم گره خورده که بیشتر تحت تاثیر قرار بده طرف مقابل رو!! گفتم جونم عرضی بود
؟
یه نگاه به سرتاپام کد انگار داره جنس می خره
! بعد گفت این چه قیافه ای هستش اومدی بیرون
؟
گفتم میشه بفرمائید کجای قیافه ام ایراد داره
؟
نه آرایش دارم حتی یه ذره نه مانتوم کوتاهه نه شلوارم مورد داره.به چی داری گیر میدی
؟
گفت موهات بیرونه
.گفتم بخش بانوانه بلدی بخونی؟ سواد که داری ایشالاه
؟
می معمولن با این بی شعورا اصلن حرف نمی زنم اما این دیگه واقعن برام زور داشت خیلی! که یکی که معلوم نیست تا قبل از این شغل چکاره بوده و العان چکاره است
بیاد بهم گیره اینجوری بده!!!
گفت خوب اون هیچ.چرا کاپشنت رو دور کمرت گره زدی
؟
گفتم کجا بذارم پس؟ میبینی دارم بازی می کنم گرمه، تو میخوای واسم نگه داری
؟
دیگه واقعن داشت دعوا میشد که مامان اومد گفت ماندانا بیا بریم.با اینا بحث نکن
می واقعن داشت تمام بدنم می لرزید از عصبانیت .ینی واقعن عمرن دیگه پامو تو اون پارک لعنتی نمی ذارم.آدم انقدر نفهم؟؟؟؟؟
اینم شد یک روز تعطیل و زیبای ما و پیاده روی داخل پارک
!
تازه دیشب داشتیم با خاله ام و مامانم و خواهرم می رفتیم بیرون، دیدیم کناره کوچه ی تاریک یکی خم شده، یکی هم سرشو گرفته توی دستش
!!! می گفتم مامی داره گردن طرفو می بره
!!!!
آخه به برکته اینهمه امنیت، واقعن توقع اش هم میره
! تعجب نکنین.همین چند ماه پیش توی همون کوچه جلوی خونه مون جلوی داداشم رو گرفته بودن و ساطور گذاشته بودن روی دستاش که اگر زنگ در رو به صدا در بیاری انگشتات رو قطع می کنیم. بعد هم هر چی داشته ازش گرفتن و مرحمت زیاد
!
خلاصه که مامان ماشین رو نگه داشتن و پیاده شدیم دیدیم دوتا پسر اند.دوم دبیرستان هم حتی نمی خورد بهش!!!
و مسته مست!!! اون یکی هم که خم شده بود توی کوچه حالش بهم خورده بود و دومی داشت بهش کمک می کرد
.
خواهرم گفت اگر حالتون خوب نیست ببریمتون جایی برسونیم.اما جفتشون انقدر ترسیده بودن بدبختا ..خلاصه تشکر کردن و رفتن.می که کلی دلم سوخت...بچه ی دوم دبیرستانی چی میفهمه چی خوبه چی بده؟
این بحثا به کنار.خسته شدم بسکه نق زدم
.چقدر هم برای کسی مهمه! اونی که باید براش مهم باشه نیست
...حالا می هر چی حرص بخورم
این جوجی ئه ما که قولشو دادم بهتون نشون بدم.اول این عکسش:

خوب نیگاش کنین اما چشمش نزنین پدر سوخته رو
.یک عشوه گری شده که حتی بابام که از پرنده جات متنفرند هم روی نیم ساعت با این بازی می کنن
.کله اهله خونه رو کرده بازیچه ی خودش
دیشب سرما خورده بود دائیم گفتن بهش باید شربت بدی.
تو آبش حل کن.بوی دارو رو توی آبش فهمیده بود هیچی نمی خورد.در نهایت گرفتمش به زور بهش دادم.
تا امروز ظهر باهام قهر کرده بود
!!!
خلاصه رفتم کلی منت کشی و اینا.با یه عالمه برنج و سیب زمینی و کلی خوردنی گولش زدم از دلش در آوردم.
اما طفلکی از ترسش دیگه آب نمی خوره.
موندم حیرون که چکارش کنم
اینترنت هم که سرعتش داغووووووووووووووون.ینی یه داغون میگم یه داغون می شنوین
:دی
یاهو مسنجر با سلام و صلوات میاد بالا
تازه.مجید آنلاین و امثالهم هم که اصلن باز نمیشه قربونش برم
!
آدم میخواد دو کلمه هم وبلاگش رو آپ کنه این آتو سیو اش پیچ پیچ!! میشه
راستی میشه هر کسی که خواست کامنت بگذاره یک نظر هم بده که چه رنگی رو دوست داره؟
میخوام یه اماره کلی بگیر.لازم دارم :دی
همینا دیگه.حرفهام ته کشید.آدم بعد از یک مدت که میاد آپ کنه فکر می کنه کلی حرف داره باسه ئه گفتن، اما بعد دقت می کنه میبینه واقعن نمی دونه چی بگه :دی
اینم یک حدیث از ماندانا! قاب بگیرین بزنین به دیوار!
:دی
موفق باشین ^.^
می دونم کلی دلتون برام تنگ شده بود روتون نمی شد بگین
:دیحتمن می پرسین تابحال کدوم #^%$&$ بودی چرا آپدیت نکردی!!!
در جواب عرض می کنم که جای بدی نبودم..حسه آپلود نبود خوب
این مدتم وبسایتمو تموم کردم، دوتا کار سه بعدی جدید شروع کردم که به قول مامانم شروعش با می ئه تموم شدنش با خدا
!این خواهرمون رو هم داریم می فرستیم قاطی ئه جماعته مرغان ها، کلی شادی از خودمان در کردیم به طور کلی
.این داماده گرامی که هنوز هیچی نشده مارو شوت کرد از اذعانه بقیه بیرون هم آدمه خوبیه.یه سه سالی هستش میشناسمش و خوب باسه ئه همین تا حدی خیالم راحته
اما نکته ی بد ئه این قضیه اینجاست که دیگه کسی می رو هبیج هم حساب نمی کنه
!بر فرض میگم بریم مسافرت آقا می دلم پوسید.میگن نههههههه نمیشه خواستگارا دارن میان این هفته.العان سه هفته ست هر هفته میان
.یه دفعه مامانش و خاله اش میان، یه دفعه داماد و مامانه داماد و عروسه خانواده میان، دفعه ی سوم هم داماد و مامانه داماد و بابای داماد و داداشه بزرگه داماد اومدن.ازین طرف هم خاله ام و دایی ام بودن..ولی خوب خواهر هاین خوشحاله، می هم ایندفعه میذارم باشه عب نداره، اینهمه به می توجه کردن سه هفته بی محلی به کسی تاحالا اونو نکشته
:دیبعلاوه که خواهر جان هم که یکدفعه به عمرش بیشتر عروس نمیشه که
:دیاون روز گفتم سانی با لباس سفید میری با لباس سفید هم از خونه ات میای بیرون گفته باشم
..پس فردا نبینم هلک و هلک دسته بچه هات!! رو هم گرفتی و چمدون به دست و آبه مماخ آویزون بیای بگی مهرم طلاق جونم چلاق
.ازین حرفها نداریم..باسه ئه همین قرارشد باسه ئه خواهر جان یه مانتو ئه سفید همراه با شلوار و شاله سپید بگیریم که هر موقع خواست قهر کنه اونها رو بپوشه از خونه بیاد بیرون، که قولش به می رو هم نشکسته باشه
^_________^این از مهم ترین خبر مربوطه بود.باسه ئه خواهرم دعا کنین خوشبخت بشه
^.^به مناسبت ایام مبارک عید قربان یه چیزی بگم فک هاتون بره زیره انگشته پاتون!
یکی از دوستان برای عید قربان زنگ زده بودن به یکی ازین تبلیغایی که توی روزنامه می نبیسن گوسپند زنده با قصاب
!!!حتمن همه تون توی تبلیغاته روزنامه ها دیدین..تا اینجاش مشکلی نیست.خلاصه زنگ می زنن یک عدد گوسپند بگیرن...وقتی طرف میاد میبینن ای بابا توی ماشینش گوسپند نداره دوتا خانوم فقط نشستن عقب
!!!! میگه آقا گوسپنده ما چیشد میگه انتخاب کن
!دیگه خودتون بخونین تا ته ئه این حدیثه اجمل را!!!
خلاصه اینکه اگر گوسپن خواستین خودتون برین بگیرین و زنگ نزنین براتون بیارن.چون گویا خیلی از تبلیغاته این روزنامه ها قضیه اش اینه...از ما گفتن پس فردا بجای گوسپند براتون دوتا گاب!
آوردن نگین مگفتم!!!!!!اون روز هم با مامان داشتیم راه می رفتیم، دوتا دخترا که بهشون نمی خورد بیشتر از 15 سال داشته باشن داتشتن جلوی ما قدم می زدن، یکیشون گفت تو چقدر گرفتی؟
می ناخوداگاه گوشام تیز شد!! خلاصه اینکه از بینه تمام حرفهاشون فهمیدم که شغل شریفی دارن! دختر 15 ساله!!! دختری که باید بره درس و مدرسه اش رو نگرانش باشه نگرانه پولی بود که روزه قبل گرفته بود!!! می واقعن جا داره به تک تک عزیزان تبریک بگم برای اینهمه مبارزه با فحشا
...عوض اینکه به دختری که موهاش کمی از زیر روسری بیرونه و خودش هم حواسش نیست، مثل دور از جون اسپ با آدم برخورد می کنن! دیگه فکر کردن جدی جدی با چوب و چماق قراره ما رو بفرستن بهشت!!! بابا گفتن امر به معروف
!! اما آخه نفهم!!! بی شعور!!! اونطور به آدم گیر میدی که دو قوم بره اون ور تر از لجش روسری اش رو می کشه عقب تر
!!! یا فقط کردی با همون دو کلام حرفه زننده ای که به طرف می زنی متحول میشه و یهو هاله ی نورانی روی سرش نازل میشه
؟؟؟؟توی پارک ملت چند روز پیشا رفته بودیم با مامان همینطوری راه بریم.هوا هم سرد و می داشتم کی به مامان غر می زدم که مامان جان اینجا هم جائه می رو آوردی برای پیاده روی؟؟خلاصه که یک قسمت درست کردن اونجا، مختص بانوان!!! داشته باشین!!!مختص بانوانه ینی آقاها حق ندارن بیان
.که اونجا خانوما راکت میارن بدمینتون بازی می کنن و امثالهم...می اونجا داشتم بدمینتون بازی می کردم و خلاصه حواسم به همه جا بود الا به روسریم.فکر هم نمی کردم مهم باشه توی بخش بانوان
!!!یهو یه خانومه اومد که فقط یک عدد چشمش دیده میشد و تازه عینک هم زده بود و خلاصه به طور کلی رفته بود توی چادر مسافرتی زندگی می کرد
!!! انقدر پوشیده بود از چشم نامحرمان! یهو با یه لحنه خیلی بد برداشت بهم گفت هوی خانوم
!!!! رومو برگردوندم گفتم خدایا این کدوم بی شعوری ئه داره اینطوری دوستشو صدا می زنه
.دیدم داره به من نگاه می کنه و اخمهاشم توی هم گره خورده که بیشتر تحت تاثیر قرار بده طرف مقابل رو!! گفتم جونم عرضی بود
؟یه نگاه به سرتاپام کد انگار داره جنس می خره
! بعد گفت این چه قیافه ای هستش اومدی بیرون
؟گفتم میشه بفرمائید کجای قیافه ام ایراد داره
؟نه آرایش دارم حتی یه ذره نه مانتوم کوتاهه نه شلوارم مورد داره.به چی داری گیر میدی
؟گفت موهات بیرونه
.گفتم بخش بانوانه بلدی بخونی؟ سواد که داری ایشالاه
؟می معمولن با این بی شعورا اصلن حرف نمی زنم اما این دیگه واقعن برام زور داشت خیلی! که یکی که معلوم نیست تا قبل از این شغل چکاره بوده و العان چکاره است
بیاد بهم گیره اینجوری بده!!!گفت خوب اون هیچ.چرا کاپشنت رو دور کمرت گره زدی
؟گفتم کجا بذارم پس؟ میبینی دارم بازی می کنم گرمه، تو میخوای واسم نگه داری
؟دیگه واقعن داشت دعوا میشد که مامان اومد گفت ماندانا بیا بریم.با اینا بحث نکن
می واقعن داشت تمام بدنم می لرزید از عصبانیت .ینی واقعن عمرن دیگه پامو تو اون پارک لعنتی نمی ذارم.آدم انقدر نفهم؟؟؟؟؟
اینم شد یک روز تعطیل و زیبای ما و پیاده روی داخل پارک
!تازه دیشب داشتیم با خاله ام و مامانم و خواهرم می رفتیم بیرون، دیدیم کناره کوچه ی تاریک یکی خم شده، یکی هم سرشو گرفته توی دستش
!!! می گفتم مامی داره گردن طرفو می بره
!!!!آخه به برکته اینهمه امنیت، واقعن توقع اش هم میره
! تعجب نکنین.همین چند ماه پیش توی همون کوچه جلوی خونه مون جلوی داداشم رو گرفته بودن و ساطور گذاشته بودن روی دستاش که اگر زنگ در رو به صدا در بیاری انگشتات رو قطع می کنیم. بعد هم هر چی داشته ازش گرفتن و مرحمت زیاد
!خلاصه که مامان ماشین رو نگه داشتن و پیاده شدیم دیدیم دوتا پسر اند.دوم دبیرستان هم حتی نمی خورد بهش!!!
و مسته مست!!! اون یکی هم که خم شده بود توی کوچه حالش بهم خورده بود و دومی داشت بهش کمک می کرد
.خواهرم گفت اگر حالتون خوب نیست ببریمتون جایی برسونیم.اما جفتشون انقدر ترسیده بودن بدبختا ..خلاصه تشکر کردن و رفتن.می که کلی دلم سوخت...بچه ی دوم دبیرستانی چی میفهمه چی خوبه چی بده؟

این بحثا به کنار.خسته شدم بسکه نق زدم
.چقدر هم برای کسی مهمه! اونی که باید براش مهم باشه نیست
...حالا می هر چی حرص بخورماین جوجی ئه ما که قولشو دادم بهتون نشون بدم.اول این عکسش:
خوب نیگاش کنین اما چشمش نزنین پدر سوخته رو
.یک عشوه گری شده که حتی بابام که از پرنده جات متنفرند هم روی نیم ساعت با این بازی می کنن
.کله اهله خونه رو کرده بازیچه ی خودشدیشب سرما خورده بود دائیم گفتن بهش باید شربت بدی.
تو آبش حل کن.بوی دارو رو توی آبش فهمیده بود هیچی نمی خورد.در نهایت گرفتمش به زور بهش دادم.
تا امروز ظهر باهام قهر کرده بود
!!!خلاصه رفتم کلی منت کشی و اینا.با یه عالمه برنج و سیب زمینی و کلی خوردنی گولش زدم از دلش در آوردم.

اما طفلکی از ترسش دیگه آب نمی خوره.
موندم حیرون که چکارش کنماینترنت هم که سرعتش داغووووووووووووووون.ینی یه داغون میگم یه داغون می شنوین
:دییاهو مسنجر با سلام و صلوات میاد بالا
تازه.مجید آنلاین و امثالهم هم که اصلن باز نمیشه قربونش برم
!آدم میخواد دو کلمه هم وبلاگش رو آپ کنه این آتو سیو اش پیچ پیچ!! میشه

راستی میشه هر کسی که خواست کامنت بگذاره یک نظر هم بده که چه رنگی رو دوست داره؟
میخوام یه اماره کلی بگیر.لازم دارم :دیهمینا دیگه.حرفهام ته کشید.آدم بعد از یک مدت که میاد آپ کنه فکر می کنه کلی حرف داره باسه ئه گفتن، اما بعد دقت می کنه میبینه واقعن نمی دونه چی بگه :دی
اینم یک حدیث از ماندانا! قاب بگیرین بزنین به دیوار!
:دیموفق باشین ^.^

18 comments:
بالاخره همت کردی و وبلاگت آپدیت شد.
آفرین ماندانا جان.
قبلا پرسیده بودی، آبی
اومدم بگم یکم نفس بگیر بعد ادامه حرف هات رو بزن. من که خفه شدم.
are ali az u o bazia porsidam.ama kheilia ro ham neydoonam :P
/
mamnoon anonymous jan az comment :P negarane nafas e me am nabashin ^.^
ميدوني؟ همه رنگها رو دوست دارم. ياسي رو خيلي دوست دارم + سفيد و مشكي:دي
بهدش اينكه تو هنو نميدوني پارك بانوان يهني اينكه: كار ديد زدن آقايون، راحتتر؟ :-؟
اميد است الان ديگه فهميسه باشي! هي بهت ميگم هرچي نميدوني از من بپرس، هي گوش نكن، خوب؟
عروسي هم كه من هم هستم، ميبينمت تو عروسي:دي
خوش باشي عزيز جون :-*
hi
nisti mandi
mishenasi maro aya?
migam khahar jan ro ferestadi raft
ghati khooroos ha:d
shab khosh makhmal
khoto key aroos konim halesho bebarim
lol mamool chi begam valla :D me am yaasi doost daram :D harchand hichi soratie khodemoon nemishe ;))
aroosi ham ke sad albate nayay man midonam ba u :P
/
salam smile hain
hastam zire sayatoon.sabanet deghemoon dad :D
hey ghat mishe hey vasl mishe baz ghate ta zamani ke vasl beshe :D
ama hastamhamin doro bara :P
khodet kojai? :P
وااااااي! چقدر زياد نوشتي! نصفشو خوندم حوصلم سر رفت! كي مياد تورو بگيره آخه!!! (البته شوخي كردما! اگه پاش بيوفته خودم فداكاري ميكنم)! چي كار كنم ديگه
گذشته از شوخي نميدونم چطوري از گوگل ريدر من سر دراوردي ولي از يه چيز بلاگت خوشم اومد اونم تعداد معتنابه اسمايليهات بود!!! همشون بامزه و شانباس كانبالين! و ديدم كه كار تري دي ميكني پس ممكن ازين راه وارد ريدر من شده باشي به هر حال اميدوارم گاهي از كارهات هم بزاري ببينيم مثل اين اسمايليهات بامزه هستن يا نع! بابت خوهر گرامي هم تبريكات عرض ميكنيم، اگه كاري گذاشتي خبرمان كن ببينيم، موفق باشي
salam.khoobin mehran jan?
khaste nabashid!!! shoma IQ dar hadde jolbak darin :P
mage u mimarmand e cgsociety nistin? khob me am mandana am dige! mandana.cgsociety.org
dar rabete ba fadakari ham na meisi.heifin haroom mishin :P
movafagh bashin doost hain :D
vAIIIII!
ajab gandiiiiii zadammmm!
nemidunam chera az inhame emoticoni ke estefadeh mikoni nafahmidam! :s
IQe man kheiliam bishtare az jolbak!! vali nemidunam chera nafahmidam dishab!
Hala chikar konam?!!!! :s mashhadam ke kheili dooreh vagarna shaiad pa mishodam mioomadam baraie pasgardani!
rasti shoma chera enghad weblogo site o moghaze o ina dari invar unvar?! khob adam gij mishe digeh!
man hamishe kheili az commenthaie mohebatamize shoma tu cgs khoshhal misham mandana jan, hala ke inja chiz shod forsate khoobie tashakorate korate asemani va zamin ra be shoma eblagh konam, kheili lotf darin va baese eftekhare ashnaiee ba honarmandi mesle shoma, ;)
ديگه موندم تو رودرباستي بازم فداكاريم گل كرد كل مطلب رو خوندم اين سري!
اين آخرش بهتر بود! خاطره پياده روي و اينا! اين گنگيشكرم اذيت نكن انقد! د
در مورد رنگ من همّه رنگارو دوست دارم ولي بيشتر بخوام بگم چيرو دوس دارم بايد بگم كه چرخشي عوض ميشه، يعني مثلا اگه الان يه رنگي رو خوشم بياد شيشماهه ديگه از اونيكي رنگ بقليش خوشم مياد! (تو چرخه رنگ يعني ديگه) بعدش ولي الان احساس ميكنم خيلي رنگ سبز دويانتي اين رنگي (#CCCC33) را دوس ميدارم و همينطور رنگ نارنجي مايل به زرد را!
از نظر هارمونيك هم كليتا تو اين سه رنگ بغل هم هستم تو اين عكس اين پايين:
http://www.colorschemer.com/images/studio_screen_ps.jpg
از رنگ دوم سمت چپ تا رنگ سوم از سمت راست! اميدوارم به انازه كافي توضيح داده باشم!!!
شاد باشي، [يك وانت گل]،ميم
سلام خوبین؟^.^
خوب می که میگم آی کیو و آره و اینا.ولی کو گوشه شنوا :دی
اووم.در مورد دوری ئه مشهد و تمایله شدیدتون به بدهی ئه می به شما، می تونین سرتون رو از گردن جدا کرده در جهبه قرار داده و پست نمایید.قول میدم پس از پس گردنی بسته را مرجوع بهاینم :دی
در مورده وبلاگ و سایت و مغازه و دفتر و دستگ هاینه منم دیگ به دیگ میگه آیا؟
این:
http://armand.blogfa.com/
این:
http://mim3dot.blogspot.com/
دبیهانت آرت، سی جی سوسایتی، بازم بگم آیا؟ شما دوتا بلاگ دارین منم دوتا :دی بقیه اش هم مثله شما گالری توی جاهای دیگه استش.ای بابا آدم رو کلی خجالت میدین ^.^ وظیفه بوده .
خوبه والاه همه ازین گنگیشکه طرفداری می کنن! حقوقه پایمال شده منو کسی بهش توجه نمی کنه چرا آخه پس؟
هووم.جالبه.کللی ممنون.حتی کده رنگ هم دادی.ذوقیده شدم کلی آخه بجز مموول و علی هیش کی جواب نداده بود :(
در مورده سلیقه ات هم جالبه.ینی کلیی سپاس ^.^
اینت وانت که جلوی پل پارک شده ماله شماست؟ :|
آره! اون نيسان آبيه
در مورد جهبه من كلم تو جهبه جا نميشه، تازه اومديم و شد، تو اين مدت بدون كله چه كار كنم؟! تازه حالا من يه كاري كردم، كله بدون من چيكار كنه؟! مگه شما از عاطفه بويي نميكنيد؟! تازه اگه كلمو بفرستم چه ربطي داره به پس گردنم؟ نكنه قصد داريد آي كيوهاي منو به سرقت ببريد كه توي كلم تعبيه كردم! نعخير! نميفرستم! هيچ كاري هم نميتونيد بكنيد! اون وانت هم اگه روش خط بيفته ميدم پوست از كلتون بكنن
اما در مورد فيوم هر كمكي از دستم ساختست خوشحال ميشم اگر بفرماييد، گويا انفجار ميخوايد بسازيد، درست؟ و استيل ايميج، بنابراين كار سختي نيست، منتها هرچيزي يه جور ميتركه مثلا وانت يه جور ميتركه، خاور يه جور ديگه! ولي در هر صورت آي ام اين يور سرويس!! خوشحال ميشوم اگر كاري ازم ساخته باشه براتون انجام بدم
ضمنا اون وبلاگ دومم هم سوتي دومي بود كه اينجا دادم! شما منو كچل كرديد! اون وبلاگ كاملا سكرت بود هيچكي از دوستان ايرانيم نميشناختش! همينجوري براي ارزاي احساسات مخفي كارانم! ولي حالا پيش يو لو رفت! واييييي! اميدوارم اين دفعه سوتي در كار نباشه!
پس زودتر فلنگو ميبندم،
يك خاور گل!
ميم،
oono ghable inke soooti bedin am dide boodam :D nemidoonam too emzatoon bood too CGS ya koja,ama dide boodamesh...oon parsi zabaane ro nadide boodam :D dar morede Iq toon am negaran nabashiin khodam kolli daram :D
pas hatman mozahem misham.kolli sepaas :ye ghatar gol az vasate saretoo rad beshe..e na bebakhshid taghdim be shoma:
سلام !! چه عحب وبلاگتون آپ دیت شد ... ترکیدیم از بس این مانی خسرو رو خوندیم .
تبریک می گم بابت خواهرتون . ان شالله خوشبخت بشن
و تبریک می گم بابت پست جدیدتون بعد از دو نیم قرن بی خبری . ان شالله بیشتر بشه
و تبریک می گم بابت وب سایتتون . اینو که قبلا گفته بودم . بی خیال بابا
موفق باشی ماندانا خانوم
gigamax
سلام
یادم رفته بود اینجا سر بزنم:(
کلی آرزوی خوب واسه خواهر
همچنان خوشگل می نویسی آدم دوس داره بخونه
در مورد رنگ هم خودت می دونی ، که هنوز خودمم نمی دونم
در ضمن کلی هم موفق باشی
اَیییییییییی ووووووییی چه عجب کلی ذوق کردم وقتی دیدم بالاخره آپ کردین ...
از بس ذوقیده بودم یه دو سه باری مطلبتونو خوندن....:دی
دوماد اگه حداقل سی سالشه ، پس خواهرتون هم باید تو همو مایه ها سنم من داشه باشه:دی پس خدا بهشون رحم کرده... نزدیک بوداااا؟!!!!(شوخی بود اییی حرفم فقط خواستم بگم از بس متنتونو خوندم نکاته عجیب قریبیو ازش فهمیدم:دی)
.... رنگ سفید و سبزآبیو قرمز و نارنجی ..بقیه رنگا رو نگفتم چون اسماشونو هرچی کردم به این نخودم نرسید... اما هر رنگی مناسبه جایییه:دی باید یه مکانی چیزی میگفتین تا ما براساس اون نظر بدیم
تولدت مبارك ماني جان
اميدوارم صد سال زنده باشي
به خوبي و خوشي
اموتيكون چند شاخه گل تازه!)ه)
در راستاي اطلاعرساني دقيق و منظم و شفافسازي فضاي افكار خصوصي!
جناب قاتل اسمايليها، من آپ كردم! :D
البته آپش جدي نيست ولي چون گفته بوديد دفعه بهد اگر آپ كنم و نيام خودم رو معرفي كنم يك كاري ميكنيد كه نگفتيد، اين بود كه فيالفور خدمت رسيديم براي ارائه گزارشات درسوله!
شاد، شاد، شاد باش
Post a Comment